تبليغاتX
جوجه کلاغ سفید

برگ خشک وقتی لِه می‌شه

صدایِ خوبی داره.

وقتی تو لِهِش می‌کنی

صدای بهتری داره.

آیا این صدا جیغ نیست؟!


در باورِ من برگ نمی‌میرد

و آنچه زیباست

منحنی‌های آشیانیست کوچک

بر بازوانِ یک درخت


همیشه تنهاییِ یک درخت زیباست

در ازدحامِ برگ‌هایش


اعتقاد

ایمان بیاوریم به برگ‌ریزانِ روزنامه‌ٔ اوقات

و ایمان بیاوریم

به خش‌خشِ این برگ‌ریزانِ مهر

زیرِ پاهایِ کودکی‌مان

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 14:7 توسط نفیسه مهدوی"نما" |

دنیای شیرینی‌ست و مگسان از پی‌اش به گردش

که هیچ‌گاه نمی‌شود آن را چشید!

از پس معرکه‌ها چنان خمیده و پشت به پشت می‌گذری،

که هیچ‌کس را یارای دیدنت نباشد.

چگونه مردم را می‌فریبی؟

چنان که روزی تو را خواهند یافت

بازیگر!!

تو آبستن تفکراتت هستی!

روزهٔ سکوت مریم

چه بسا این‌بار جماعتیان را به خنده وادارد!

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 14:54 توسط نفیسه مهدوی"نما" |

گربه‌ها هنوز می‌خندند

شیروانی دیگر داغ نیست

آخ!

لیز خورد

پرت شد

افتاد

له شد!

گربه‌ها هنوز می‌خندند روی شیروانی که دیگر..


+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 12:20 توسط نفیسه مهدوی"نما" |

اینجا همه چیز مهیاست
چای،
قیچیِ خیاطی،
و من
با نفسِ عمیق!
سفر دوخته می‌شود
و شعر شکل می‌گیرد...

*
*

بال خواهم گشود
اوج خواهم گرفت
از این خوابِ پرنده‌ای!
و پرهای ابر را بارانی می‌کنم


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 16:19 توسط نفیسه مهدوی"نما" |



تا دریا دریاست،

ماهی درآن شنا می‌‌‌‌کند

و تا ماهی در دریاست،

کوسه‌‌ها بلعیدن را از یاد نخواهند برد!


همیشه پشت هر پرده یک نفر هست
یک نفر که می‌تواند خواب باشد حتی!


دهانت پر از سنگریزه باد، ای باد!
یاوه مگوی..

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 13:20 توسط نفیسه مهدوی"نما" |